+ یه کم انرژی منفیه اگه دوس ندارید نخونید - منو حالا نوازش کن
X
تبلیغات
رایتل

سلام دوستای مهربونم خوبید؟ من هم خدا رو شکر بد نیستم فقط در تعجبم از این سال 93 عجیب غریب که آدما انقدر فوت کردند. دیروز خبر فوت پدر دوست صمیمی م مرنوش رسید :((( یعنی این پنجمین نفر از دوستام هست که پدرش رو امسال از دست میده. دیگه از حال این دختر نگم که خودش هم مریضه و با گریه و زاری حال خودش بدتر میشه ... دیروز با بقیه بچه ها از ظهر پیشش بودیم تا شب. مراسم تشییع هم فردا هست تا خواهرش که ایران نیست، امشب برسه.

دوس جون طفلی هم تا شنید به شدت ناراحت شد. اون بنده خدا که کلی از دوستاش رو هم امسال از دست داد. نمی دونم... واقعا نمیشه گفت سال نحسه چون خودم هم اعتقاد ندارم به این حرفا ولی خیلیا ناگهانی از پیش مون رفتن امسال... یعنی هر کسی که من میشناسم یک عزیزی رو از دست داد

دیگه بگم که دوس جون هم این یه هفته ش چندان خوب نبود. اول که سرش خورد به در اتاق و به اندازه یه گردو ابروش باد کرده بود. یه روز هم با دوستش داشتن می رفتن جایی که تو اتوبان تصادف قطاری کرده بودن و وقتی عکس ماشین رو برام  فرستاد، من شوکه بودم که چقدر شانس آوردن که خدا رو شکر خودشون کاملا سالمن. بعدم که تمام هفته رو به شدت مریض بود و سرفه های بد می کرد.

امروز هم روز اول ترم جدید زبانه و من اصلا حال و حوصله ندارم. بعد کلاس هم سریع باید برم پیش مرنوش که تنها نمونه هر چند یه عاااالمه مهمون دارن ولی می دونم دوس داره دوستاش دور و برش باشن.

آهان دفتر هم کلی اوضاعش درهم برهمه. یه آقایی بصورت کاملا اتفاقی اومد تو دفتر و به رئیس پیشنهاد یه کار با حجم بسیار زیاد داد. (یه چیزی حدود سه برابر کار الان مون) البته که رئیس با سر قبول کرد. اونم در حالی که داره حساب کتاب میکنه که من و همکارم دو تایی کار انجام بدیم!! همینطوری هم که مرخصی درست حسابی نداشتیم دیگه وای به حال وقتی که کارمون چند برابر شه... حالا که یکی دو روزه فعلا خبری نشده ازش ولی من در کمال خودخواهی امیدوارم کاره اصلا جور نشه.

ببخشید که سر صبحی انقدر انرژی م بد بود. ایشالا که به زودی فقط و فقط از شادی و سلامتی بنویسم ...



تاریخ : دوشنبه 6 بهمن‌ماه سال 1393 | 02:48 ب.ظ | نویسنده : خانومه:) | نظرات (0)